December 2007

Guide for Writing to Me (Don’t Go Fandango on My Nerves!)

All I’m going to say is pretty much the same as in here. If you don’t want to read my rants, at least take a look at the linked HOW-TO (chances are that you’ve read that already.)
And I just have to write the rest in Farsi.

من معمولاًً روزي بين دو تا ده نامه شخصي و کاري دريافت مي کنم و مي فرستم. اگر مطالبي که در بلاگ ها و forumها و newsgroup ها و مانند آن ها مي نويسم رو هم بشماريم، بيشتر از 20 تا در روز مي شه. فعلاً به مطالبي که خودم مي نويسم کاري ندارم و مي خوام در مورد نامه هايي که ديگران براي من مي فرستند صحبت کنم (متوجه هستيد که منظورم از نامه فقط email نيست، و همه اون موارد ديگه رو هم شامل ميشه.) اگر مي خواهيد براي من يا هر کس ديگر نامه اي بفرستيد، منطق و ادب و اخلاق و حتي انسانيت حکم ميکنه که اين موارد رو رعايت کنيد:

  1. عنوان درست: خواهش مي کنم اگر هيچ کدوم ديگه از اين توصيه هاي من رو جدي نمي گيريد، اين يکي رو بي خيال نشيد. براي نامه تون يک عنوان (يا همون subject) درست انتخاب کنيد. با اينکار نه تنها کار رو براي من آسون مي کنيد، بلکه شانس خونده شدن نامه توسط من رو هم افزايش مي ديد. تعداد نامه هايي که از newsgroup ها و mailing list هاي مختلف در هر روز براي من و امثال من مياد به شدت زياده (200-300 تا در روزهايي که هوا مساعد نيست!) همين تعداد هم نامه junk و spam اضافه کنيد تا بفهميد که شانس خونده شدن يک نامه توسط من نسبت مستقيمي با فرستنده و موضوع نامه داره. (در مورد فرستنده در ادامه مي نويسم) بيشتر از نصف نامه هاي غير مزخرفي که هر روز به من مي رسند، فقط عنوانشون خونده مي شه و متنشون رو حتي load هم نمي کنم. براي اينکه شانس خونده شدن نامتون بالا بره، يک عنوان درست، موجز و informative براش انتخاب کنيد. به عنوان راهنمايي مي گم که “help” و همه اقسامش به همه زبانها عنوان خوبي نيست (حالا هر چند تا هم که براش علامت سؤال و تعجب بگذاريد!) باور کنيد هربار که يک نامه با عنوان “komak” يا “help” يا “mr zhian” يا “project” يا “meeting” يا “جلسه” يا “problem” يا “برنامه” يا “link” يا “hello” يا اين جور چيزها مي بينم دلم مي خواد نخونده پاکش کنم. هرچند معمولاً اين کار رو نمي کنم، ولي بدونيد که همچين عناويني باعث ترشح ايد معده من مي شه که سه تا نتيجه داره: يکي اينکه من زودتر زخم معده ميگيرم، دوم اينکه با مزاج ترش و اوقات تلخ نامه شما رو مي خونم و احتمالاً جواب مي دم و سوم اينکه فرستنده اون نامه يک قدم به بيرون افتادن از ليست کساني که من اصلاً عنوان نامه هاشون رو مي خونم نزديک مي شه. حتي بعضي      ها، عنوان نامه هاشون رو خالي رها مي کنند!
    موقع نوشتن عنوان نامه، دست کم به دو موضوع فکر کنيد: اينکه گيرنده وقتي اولين بار اون نامه رو مي بينه چه فکري در مورد محتوياتش مي کنه و دوم اينکه اگر شش ماه بعد خواست از بين 50000 نامه اي که در آرشيوش داره اين نامه خاص رو پيدا کنه مي تونه اين کار رو با يک يا دو جستجو روي عناوين انجام بده يا نه.
  2. لحن مناسب: اين يکي رو خودتون مي تونيد حدس بزنيد. فقط در نظر داشته باشيد که email به عنوان يک رسانه به نويسنده اجازه مي ده که لحن غير رسمي تري نسبت به ساير انواع ابزار ارتباطي انتخاب کنه، هرچند در نهايت لحن نوشتن به آدمهاي مختلف بايد با هم متفاوت باشه.
  3. محتوي: اگر براي من چيزي مي فرستيد، بهترين کاري که مي تونيد انجام بديد اينه که به من يک چيز جديد ياد بديد. اگر اين کار رو نمي کنيد، دست کم مي تونيد وقت من رو تلف نکنيد و يا چيزي براي من نفرستيد يا اصل مطلب رو بنويسيد و بي دليل حاشيه نريد. هر چند، تحت هيچ شرايطي اطلاعات مهم و مربوط به موضوع رو حذف نکنيد. در ضمن در نظر داشته باشيد که اگر در جواب نامه 3000 کلمه اي تون فقط يک “نمي دونم” يا “نظري ندارم” يا “نه” يا “OK” دريافت کرديد، من فقط دارم به وقت شما احترام مي گزارم.
  4. فرستنده، گيرنده: هميشه به بخشهاي From و To و CC و BCC نامه هايي که دريافت مي کنيد و مي فرستيد دقت کنيد. اين موضوع خيلي مهمه. اگر نامه اي رو دريافت مي کنيد، ببينيد اسم شما در کدوم قسمت آمده. اگر در To نيستيد، احتمالاً فرستنده از شما انتظار جواب نداره و فقط جهت اطلاع رونوشت email رو براي شما هم فرستاده (البته هميشه اين طور نيست، مثلاً mailing list ها.) به فرستنده نامه ها دقت کنيد ولي اصلاً به فيلد From اعتماد نکنيد. هر کسي ميتونه هر اسم يا هر آدرسي رو اونجا بنويسه. موقع فرستادن نامه از فيلدهاي To، CC و BCC درست استفاده کنيد (مخصوصاً BCC.) اگر نامه اي رو براي جمع کثيري که ممکنه همديگر رو نشناسن (يا نخوان که بشناسن) مي فرستيد، همه آدرس هاشون رو توي BCC بنويسين، وگرنه همشون آدرسهاي همديگه رو خواهند ديد. به privacy مردم احترام بگزاريد.
  5. پيوست ها: يادتون باشه که من و خيلي هاي ديگه از webmail استفاده نمي کنيم. بنابراين، وقتي فايلي رو به يک نامه پيوست مي کنيد، احتمالاً (بسته به تنظيمات client اي که استفاده مي کنيم) اون فايل روي کامپيوتر ما download مي شه و پناي باند و فضاي ديسک ما رو مصرف مي کنه. بنا براين لطفاً چرنديات attach نکنيد. اگر فايلي يک جايي آن لاين وجود داره و موجود مي مونه، کافيه که لينکش رو بفرستيد که علاوه بر صرفه جويي حدود 33 درصدي در پهناي باند گيرنده، براي فرستنده هم خيلي راحت تره. کلاً از پيوست ها سوء استفاده نکنيد. فايلهاي پيوست رو حتماً با يک نرم افزار فشرده سازي مناسب (يعني معادل opensource اش براحتي قابل دسترسي باشه) فشرده کنيد، مگر بعضي انواع فايلها که با روشهاي خاص منظوره فشرده مي شوند (JPEG، اغلب قالبهاي موسيقي و فيلم،…) بهتره که بخشهايي از فايلهاي متني مربوط به موضوع نامه رو داخل نامه هم ذکر کنيد (مخصوصاً کد) ولي چون ممکنه قالب بندي اين فايلها به هم بريزه و قابل خواندن نباشه، پيوست کردنشون هم کار خوبيه.
    فرستادن يک فايل با قالبي غير قابل خواندن براي من بزرگترين توهينه. کامپيوتر من که سطل زباله نيست که هر نرم افزار آشغالي را روي آن نصب کنم تا بتونم فايلي که تصادفاً يک نفر براي من فرستاده رو باز کنم.
  6. Forward: اگر نامه اي را براي کسي forward مي کنيد، اولاً مطمثن شويد که طرفتون حداقل کمي به محتوي نامه علاقه مند باشه. نوشتن نامه براي بعضي ها مشکله، به همين خاطر آدم لازم نيست نگران اينکه اونها inbox اش رو با مطالب صد تا يک غاز پر کنند باشه، ولي به همون اندازه فشردن دکمه Forward راحته. دوم اينکه دست کم چرندياتي که Yahoo و امثال آن به ابتدا و انتهاي email اضافه ميکنند رو حذف کنيد. با انجام ندادن همين کار ساده نشون مي ديد که يا توانايي و دانشش رو نداريد يا تنبل هستيد يا هيچ ارزشي براي طرف گيرنده قايل نيستيد. هيچ کدوم از اين ها نشان از شخصيت والايي نداره!
    اگر مطلبي که براي کسي forward مي کنيد احتياج به توضيح داره، اين توضيح رو قبل از متن forward شده بنويسيد و امضا کنيد. اگر همه مطلبي که براي شما فرستاده شده رو عيناً forward نمي کنيد، حتماً اين موضوع رو ذکر کنيد!
  7. پاسخ: ساده ترين اشتباهي که خيلي ها مرتکب مي شوند اينه که جوابشون رو بالاي نامه اي که براشون فرستاده شده مي نويسند و کل متن نامه اصلي رو هم زير متن خودشون اضافه مي کنند! کمي به اين موضوع فکر کنيد! اگر اين نامه چند بار بره و برگرده به چه وضعي در مي ياد! هميشه اگر مي خواين متن اصلي رو هم در پاسخ خودتون بگنجونيد (به صورت تقريباً کامل) بايد اون رو ابتدا بياريد و بعد جواب خودتون رو بنويسيد. بهتره sig block ها و تبليغات و اين چيزها رو هم کاملاً حذف کنيد.
    يک راه ديگه اينه که اگر نامه دريافتي چند قسمت منطقي داره، جواب هر قسمت رو جداگانه بعد از همون قسمت بديد (اينجاست که اگر نويسنده اول اصول نگارش و پاراگراف بندي رو رعايت نکرده باشه وضع karmaش حسابي خراب ميشه!
    به اينکه جواب شما به کجا ميره خيلي دقت کنيد. اگر نامه اول چند تا گيرنده داشته باشه يا به يک گروهي چيزي ارسال شده باشه، احتمالاً بايد از امکانات “Reply to All” يا “Reply to List” يا اين جور امکانات که خيلي از mailer ها دارند استفاده کنيد يا حتي دستي يک آدرس رو تايپ کنيد (واي خداي من! چه مصيبتي!)
  8. قالب و زبان: خواهش مي کنم اگر زبان انگليسي تون خوب نيست سعي نکنيد به انگليسي بنويسيد. مگر فارسي چه اشکالي داره؟ (به هر حال من که به غير از اين دوتا زبان ديگه اي بلد نيستم.) لطفاً تحت هيچ شرايطي به فينگليش چيزي ننويسيد مگر اينکه شما يا طرفتون اصلاً انگليسي بلد نباشيد و به هيچ روشي نتونيد فارسي رو با format قابل تحمل بنويسيد.
    تا جايي که مي تونيد نامه هاتون رو متن ساده (در مقابل rich text يا HTML) بنويسيد ولي نوشتن در قالب HTMLاي که استاندارد باشه و کورکننده و کشنده سلولهاي مغزي نباشه اصلاً کار بدي نيست.
    حتماً حتماً از يکي از encoding هاي UNICODE استفاده کنيد. UTF-8 رو به شدت توصيه ميکنم (مگر اينکه بخوايد متن ژاپني بنويسيد.) شما رو به هر خدايي که مي پرستيد قسم مي دم که از Windows-1256 و ساير اين مزخرفات دست برداريد و بگذاريد اين آشغالها منقرض شند. خواهش مي کنم!

فعلاً اين ليست باشه تا بعداً (احتمالاً به کمک comment هاي احتمالي ديگران) کاملش کنم.

rants
stupidity

Comments (5)

Permalink

در کوچه سار شب - هوشنگ ابتهاج

  در کوچه سار شب  
در اين سراي بيکسي، کسي به در نمي زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي زند
يکي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي کند
کسي به کوچه سار شب درِ سحر نمي زند
نشسته ام در انتظارِ اين غبارِ بي سوار
دريغ کز شبي چنين، سپيده سر نمي زند
دل خراب من دگر خراب تر نمي شود
که خنجر غمت ازين خراب تر نمي زند
گذرگهي ست پر ستم که اندرو به غير غم
يکي صلايِ آشنا به رهگذر نمي زند
چه چشمِ پاسخ ست ازين دريچه هاي بسته ات
برو که هيچ کس ندا به گوش کر نمي زند
نه سايه دارم و نه بَر، بيفکنندم و سزاست
اگر نه بر درخت تر کسي تبر نمي زند

Poetry
life

Comments (1)

Permalink

Heroes or NSP!

How is it possible? I mean, how can a sci-fi TV show be better than Battlestar Galactica?! If you have seen it, you know what I’m talking about. The cool characters, the interesting, mature and uncompromised story and the complicated and deep plot makes it almost unique. Even sci-fi movies don’t have this kind of pull. “Bill Adama” is one of my favorite characters in all of the fiction I’ve read/seen of heard.
But recently, my brother casually suggested this new series called “Heroes” to me. I was not particularly intrigued, but I dow^H^H^H^H acquired(!) the pilot anyway and watched it… and my life in the past two weeks have been like this: wait for the “acquisition” of the next episode to finish, watch it like mad, then curse yourself and goto 10!
The pace is so fast. The personages (rather than the characters) are very interesting. But I have to warn you, it’s more like X-Men type of sci-fi, but with an actual plot line than doesn’t look like to be written for 10 year olds.
Although the basis of the story is really simple, the plot is so full of twists and turns that some of them are even surprising! All in all, a great watch!

entertainment

Comments (1)

Permalink

OpenID, a Neat Idea

If you’re anything like me (wait, that’s not an insult!) you live a busy life online. You have a multitude of registrations and user IDs and passwords for many sites on the net. There are many ways to manage this inherent mess with different trade offs between convenience and security.
One methods that I came across recently is using an Open ID (here’s the Wikipedia page.) I first saw this when leaving a comment on a Blogger weblog. I noticed that one of the authentication methods it supported was a single URL, and the caption read “Open ID”.
Well, suffice it to say that after a couple of hours I had my own personal Open ID provider up and running, using phpMyID. Even if you don’t have an Internet-reachable box at your disposal, you can use one of the free ID providers (listed on the above pages.)
I’m yet to investigate the security of the whole system in depth, but it seems well enough. In the least, it let’s me be in charge of my own security instead of some random web site.
But such a scheme does not work if it’s not adopted, not by users, but mainly by software developers. As a developer, I’m going to consider giving the users of my next web-based application (if I ever develop such an application again) the option of logging in using their Open ID. I hope others do so as well.

noteworthy
programming
sci-tech

Comments (0)

Permalink

RtR

I’ve recently been accused that I can’t get my word across. Maybe I do, maybe I don’t. But it made me start thinking about and searching for ways to change it.
But then I remembered the reason why I started blogging. You can read my first post on this blog (or on its original host.) So if you don’t like or don’t understand what I write, I can’t help you. If you see a specific mistake, error, discrepancy with your perceived reality, etc., I’ll be more than happy to hear it, but if you don’t understand something, well, tough (read that with a shrug.)
Don’t get me wrong though, I enjoy having an audience and a discussion, but if you don’t understand my language, don’t ask me to change it. Particularly if you’re no language expert! (clue: that was a metaphor.)

rants

Comments (2)

Permalink

More Stupidity, or How They Learned to Make People Despise Them

First, read this (in Farsi,) if you already don’t know about this “Social Security Plan.”
I wonder when they are going to realize that what people wear is not really our problem. It’s not even their problem. By them, I mean those who are worried about their precious religion and lament the decline of “religiosity” among the youth. Even if those worries and lamentation are not really for their religion, but for their power and control (which is quite justified in their mind. It’s “for the greater good” after all.)
In short term, these tactics are somewhat effective. They do generate resentment, but these resentments are directed at wrong things (”Why they don’t let me wear what I want” instead of “why they don’t let me think what I want.”) And also it provides much opportunity for doing favors to the people and getting rid of the puppets and appearing as saviors. Who will remember that they were the ones who created the problem in the first place?
But in longer term, these kinds of pressure will add up and may lead to what no one wants: another revolution. Who wants another bloody mess that will destroy most of the government infrastructure and would halt or reverse any progress for years?
The only reason I can find is stupidity mixed with fear. Blind, all-consuming, world-class, shear stupidity of someone who is afraid and is panicking.

rants
stupidity

Comments (8)

Permalink

عروسک کوکي - فروغ فرخزاد


مي توان همچون عروسکهاي کوکي بود
با دو چشم شيشه اي دنياي خود را ديد
مي توان در جعبه اي ماهوت
با تني انباشته از کاه
سالها در لا به لاي تور و پولک خفت
مي توان با هر فشار هرزه دستي
بي سبب فرياد کرد و گفت
آه! من بسيار خوشبختم.

Poetry
life

Comments (3)

Permalink

Eternal Flames

I found it!

Flammis acribus addictis

Could there be anything closer?

rants

Comments (1)

Permalink

Doom Came to This World!

Today is December 10th. DOOM was released 14 years ago today (2007 - 14 = 1993.) There’s nothing more to be said about that.
I didn’t know that date. But by sheer happenstance, a friend of mine lent me a copy of “Masters of Doom” (it’s a book!) on Thursday. The book chronicles the history of id Software and its founders, including John Carmack and John Romero (which has the same birthday as me only 14 years older!)
I just read the part when DOOM is released last night. Weird.

entertainment
noteworthy

Comments (0)

Permalink

Comment Spam and Other Undesirables

I’ve been getting a lot of spamous(!) comments and track-backs. Therefore, I have taken some measures to alleviate the problem at least partially, without requiring every prospective comment-writer to register at this blog (which would make it really inconvenient) or myself to approve all of the comments before being published (which could, in some occasions, take a couple of days since I’m out of town a lot.)
Now, if I’ve made a mistake in the configuration and you cannot post a comment or some other problem exists, please don’t hesitate to email me at my email address which is equal to the first letter of this site’s domain name at this site’s domain name.
However, if these half-baked measures I’ve taken prove to be ineffective, I will resort to comment moderation. These spam comments are a bother for me (not to mention shameful, sometimes) and for everyone who’s possibly reading this blog regularly (maybe in a sci-fi world!)

General
life

Comments (2)

Permalink